X
تبلیغات
رایتل

فقط یک بهار
هر گونه برداشت از این وبلاگ پیگرد قانونی خواهد داشت. 

سال هاست اختیار دلم را به دست باد داده ام، سال هاست به دنبال دلم می دوم و آواره بی خانمان بر در خانقاه گندم زارهایی فرود می آیم که رسم قلندری قاصدک را بر گوش نسیم زمزمه می کند و سماع خوشه ها را بر سینه تبدار زمین برپا می کند... سال هاست دلم را به چشمه های جوشان سپرده ام که پرهوس می جوشند و بی پروا می لغزند و می پویند. سال هاست حدیث پاییزی می خوانم و فرو می ریزم زرد و سرخ، ارغوانی تر از گونه های تو می شوم که بوسه های مریدان، خالکوبی اش کردند. سال هاست از انحنای آبشارها می چکم و در حیرت عقابی آسمان بر دامنه البرزها می افتم. سال هاست افتاده ام در سراشیبی تند دربه دری و از گوشه گیری آفتاب از لب پنجره غروب، پرده نشین می شوم. سال هاست یاوه می بافم، هجو می خوانم، بی حاصلگی را خرمن می کنم. سال هاست منم...

صداها را خاموش کن، پرده ها را بیاویز، آتش ها را بکُش، کتاب های مقدس را بسوزان، رساله های ایمان را ورق ورق کن، چشم ها را سفید کن، بگذار کمی ماه بپاشد، بگذار کمی پرستو برقصد، بگذار کمی نیش بنوشم، بگذار خماری ام را شِکوه کنم... سال هاست حریص غاری ام که از ضریح گدایی ام پر شود...

شامگاهان که برسد، سفره مخملی بر گوشه رنگین کمان بیفشان، زهره ها را حلقه آویز شب مستی ام کن، ستاره ها را بر هفت گوشواره بیاویز و خط لب دریا را نشانی برای شاخه های انار بردار، بیا و یاوه گویی هایم را در خاک کن... صداها را خاموش کن تا صدایم را بشنوم که آشفته گویی بس کنم... صدایم کن... نامم را از یاد برده ام، مرا به نامم صدا کن... کسی نامم را بر من بخواند... انارها را بر دامنم بیاویز شاید نامم را به خاطر آوری... نامم از نور نبود یا نار؟ نامم از  ریشه جادوی عصیان نبود؟

نیره - چهارشنبه؛ 9 شهریور ماه 91 خورشیدی

[ سه‌شنبه 11 مهر‌ماه سال 1391 ] [ 20:01 ] [ نیره ]
.: Weblog Themes By themzha :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 35061